تبليغاتX
لیورپول
ارتشی به رنگ خونم ...!

فیلم سنتوری با کارگردانی کارگردان نامی ایران ٫ داریوش مهر جویی٫ یه چند وقتی هست که به صورت غیر مجاز( به قول خودشان) در بازار پخش شده٫ حالا یه چند تا سوال داشتم...

چه جوریه که فقط بعضی از فیلم ها قاچاقی پخش میشه؟

چرا هیچ کدوم از فیلم های فرضا :فیلم های کارگردانی مثل مسعود کیمیایی پخش غیر مجاز نداره؟!
چرا آقای مهرجویی و گروه کارگردانی خبره شون اطلاع نداشتن که...

این فیلم با نوع ساختار و صحنه های مختلفش امکانی برای اکرانش در ایران نمی توانست داشته باشه.

 

علی سنتوری(بهرام رادان) در یکی از صحنه های فیلم سنتوری

Click for Full Size View

کسی منکر بازی عالی بهرام رادان ٫که بازیگر مورد علاقه ی من هم هست٫ نیست.

بزرگ نمایی شاید الان بخواهم بکنم:

من و یاد آلپاچینو انداخت.

داشتم می گفتم٫ سنتوری یه فیلم متفاوت با فیلم های قبلی سینمای ایران بود. (مخصوصا اینکه در بعضی از صحنه ها اتفاقاتی می افتاد که در کمتر فیلمی شاهد آنها بودیم): لمس کردن دو جنس مخالف٫ پخش کامل آهنگ هایی با ریتم تند (و به قول خودشون خشن)و چند نمونه دیگه که در نسخه های کامل دیگر فیلم ها هم یافت نمی شد.

ولی حالا از موضوع حرفم دور نشوم می خواستم بگم که گروه کارگردانی سنتوری با علم به اینکه این فیلم حالا حالا ها مجوز پخش نخواهد گرفت ٫ اقدام به تولید فیلم کردند.

و ناگهان این فیلم پخش شد و مردم دیدند و با فضای متفاوت فیلم نیز زود ارتباطی عجیب پیدا کردند.

حالا اعلام شده که چون به اقتصاد و فرهنگ این مملکت ضربه میخوره و ... بیاین به حساب ...۰۱ بانک فلان شعبه فلان پول  بریزین تا ما ورشکسته نشیم...

خیلی پخش و پلا حرف زدم بزار یه نتیجه گیری یه جانانه کنم:

وقتی یه فیلم  از قبل مشخص است که مجوز پخش در جمهوری اسلامی را نخواهد گرفت ٫ ساخته میشود و پخش میگردد مشخص است که این فیلم بدست همان کسانی که ساخته شده است پخش گردیده است.

مشکلی ندارد اینگونه باشد ولی نباید بخواهیم که بابت دیدن غیر مجاز این فیلم پول دریافت کنیم( یعنی کنند).

اگر مسئله واقعا اعتلای فرهنگ و برگرداندن پول از دست رفته است ٫ از ابتدا نباید سنتوری جلوی دوربین می رفت. پس:

مقاصدی دیگر در میان است...

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط سدید  | 

فیلم نیش (The Sting)، فیلم برنده جایزه اسکار به بازیگری پل نیومن و رابرت ردفورد است. این فیلم درباره مسائل بزهکاری می باشد که در دهه ۱۹۳۰ اتفاق می افتد.این فیلم برنده ۷ جایزه اسکار می باشد در ۴ قسمت نیز نامزد دریافت جایزه بوده است.

 

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید  ===>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط سدید  | 

آلفردو جیمز "اَل" پاچینو زاده ی ۲۵ آوریل ۱۹۴۰

 

لطفاروی ادامه مطلب کلیک کنید ==>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط سدید  | 

انیمیشن سیاه و سفید و حقیقت پرست پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی ( قبلا توی همین وبلاگ در مورد فیلم و زندگینامه او مطالبی درج شده است.)به بخش نهایی جایزه گلدن کلاب آمریکا راه یافت.

فیلم کفاره نیز با کاندیدا شدن برای ۷ رشته ار فیلم های مسابقات گلدن کلاب ۲۰۰۸ به شمار می رود.

 http://redsliverpool1892.blogfa.com/post-186.aspx

http://redsliverpool1892.blogfa.com/post-187.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط سدید  | 

پرسپولیس ِ ۲ قسمت دوم کتاب پرسپولیس نوشته‌ی مرجانه ساتراپی است. مرجانه ساتراپی در سال ۱۹۶۹ در شهر رشت به دنیا آمده و هم اکنون در پاریس زندگی می‌کند. وی برای بسیاری از نشریات مطرح دنیا از جمله The New Yorker و New York Times مطلب می‌نویسد. تا کنون چندین کتاب برای کودکان نوشته است و کتاب معروفش، پرسپولیس، در سطح جهانی تقدیر شده است و به دوازده زبان ترجمه شده است. پرسپولیس ۲ همانند پرسپولیس کتابی مصور است که در اصل به زبان فرانسوی نوشته شده و در گروه اتوبیوگرافی دسته بندی می‌شود.

کتاب روایتیست از قول دختری ایرانی به نام مرجانه که جنگ و تنهایی زیستن در اروپای دهه‌ی هشتاد میلادی را تجربه می‌کند. مرجانه دختریست با پیش زمینه‌ی سکولار و شخصیتی بسیار رک دارد. وی در ابتدای نوجوانیش همزمان با شروع جنگ ایران و عراق به تشویق و حمایت پدر و مادرش ایران را ترک می‌کند و به اتریش می‌رود. در آنجا تنها آشنایی که دارد دوست مادرش است که با توجه به گرفتاری‌های خانواده‌ی مهاجر خودش از سرپرستی وی سرباز می‌کند و وی را به پانسیونی مذهبی می‌سپارد.

مرجانه همزمان با شروع درسش در یک دبیرستان فرانسوی با افراد جدیدی آشنا می‌شود، در سن و سال خودش ولی با دغدغه های آن‌ روز اروپا. جالب اینجاست که نوجوانان دبیرستانی رهبران سیاسی زمان و حزب‌های مختلف را می‌شناختند و اصلا به‌ خاطر موضع‌گیری‌های سیاسی دوستان‌شان با ایشان دوست می‌شدند یا از هم می‌گسستند. وی مدت زیادی در پانسیون دوام نمی‌آورد و برای مدتی به خانه‌ی دوست اتریشی‌اش می‌رود که با مادرش زندگی می‌کرد. این دوست که چند سالی از مرجانه بزرگتر است وی را در مقابله با تجربه‌های جدیدی از زندگی جوانان اروپایی قرار می‌دهد. مرجانه پس از مدتی از آنجا هم بیرون می‌آید و بقیه‌ی اقامتش در اتریش را در پانسیون‌های مختلف می‌گذراند.

مرجانه عملاً تنهاست و تنها حامیانش دوستانی هستند جوان با فرهنگی متفاوت. الگوی اصلیش مادربزرگش است که شخصیتی قوی و محکم دارد و مرجانه بارها با الگو گرفتن از وی مسایلش را حل می‌کند.

مرجانه چهار سال به دور از خانواده در اتریش زندگی می‌کند و کاملا شخصیتی تازه پیدا می‌کند ولی در عین حال میهن پرستی، که از جمله آموخته‌هایش از مادربزرگش است، همیشه در افکار و رفتارش نمایان می‌ماند. وی در اروپای مدرن جهان سومی محسوب می‌شود و بارها تحقیر می‌شود و تهمت می‌شنود و باز تنهایی آزارش می‌دهد. در اواخر دوران اقامتش در اروپا، پس از آنکه زندگی یک نوجوان تنها را در اروپا کاملاً لمس و تجربه می‌کند، گویی به پوچی می‌رسد و برای مدتی افسرده و سردرگم می‌شود تا اینکه نهایتاً تصمیم می‌گیرد به ایران برگردد. جنگ تمام شده و پدر و مادرش دلیلی برای نیامدنش پیدا نمی‌کنند و مرجانه به ایران بر می‌گردد. ایران پس از جنگ با تمام خرابی‌هایش و افسردگی مردمی جنگ‌زده و شهری جنگ‌زده نه تنها به وی کمکی نمی‌کند بلکه افسرده‌ترش می‌کند. جنگ تمام شده، اما خرابی‌هایش مانده و مشکلات جدیدی بار آورده است. در و دیوار شهر یاد شهیدان را خاطر‌نشان می‌کند و خانواده‌های بی‌سرپرست را و مشکلات تازه را. پدر و مادرش و مخصوصاً مادرش از اوضاع نابسامان خسته و خموده‌اند و تمام این افسردگی‌ها وی را به مرز خودکشی می‌رساند.

مرجانه پس از مدتی افسردگی خود را بازمی‌یابد و تصمیم به ادامه تحصیل می‌گیرد. از مرز کنکور و گزینش با همان رکی و صداقت همیشگی‌اش عبور می‌کند و وارد دانشگاه می‌شود. در این دوره از زندگیش با تفاوت زندگی مردم در اجتماعات خصوصی و در ملا عام برخورد می‌کند. می‌فهمد که همه ظاهر را مطابق قوانین نظام حفظ می‌کنند، اما در خانه‌هاشان همان‌ طور که دوست دارند زندگی می‌کنند و عملاً رفتاری دوگانه دارند. می‌فهمد جوانان همسن و سالش با آن که آرایش‌ها و مدهای آمریکایی را سرمشق قرار داده‌اند و ظاهری آزادمَنِش دارند، اما عملا سنتی فکر می‌کنند و قضاوت می‌کنند. به مردمی برخورد می‌کند که از آزادی اندیشه و آزادی بیان حرف می‌زنند، اما به همسران خودشان اجازه‌ی حرف زدن هم نمی‌دهند. همه‌ی این تضادها برایش عجیب و کم و بیش باور نکردنی است.

در طول دوران تحصیل و پس از آن مجبور می‌شود به قوانین دانشگاه و کار تن در دهد. قوانینی که برایش عجیب و گاهی بی‌منطق به نظر می‌رسد و البته در هر فرصتی با قوانین مخالفت می‌کند و با مجریانش به بحث می‌ایستد. به خاطر همان قوانین تصمیم به ازدواج می‌گیرد و نهایتاً برای فرار از همان قوانین باز تصمیم به ترک کشور می‌گیرد. اما این بار به سرزمینی ناشناخته نمی‌رود. این بار سال‌ها تجربه و اطمینان را با خود همراه می‌برد و هرچند تنها می‌رود، اما این‌ بار محکم و مستقل می‌رود تا آزادیش را جای دیگری پیدا کند.

به نظر من نگارش کتاب بسیار روان و ساده و دوست داشتنی است. ساتراپی بسیاری از گفتنی‌ها را در تصاویر کتابش بیان می‌کند و با حالت‌های متفاوت چشم و ابرو و دهان به طرزی جذاب و گویا احساسات شخصیت‌های داستان را به تصویر می‌کشد.

کتاب ساتراپی تاریخ دهه‌ی بعد از جنگ ایران را از دید یک دختر جوان بیان می‌کند. کتاب تصویریست و ظاهری جذاب دارد و خواننده را به راحتی جذب می‌کند. از آنجایی که کتابش به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است، منبع خوبی است برای بیان زندگی قشری از مردم ایران در قسمتی از تاریخ معاصر.

لیلا بحرینیان
 دانش‌آموخته‌ی مهندسی مکانیک، دانشگاه تورنتو

+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط سدید  | 

لیورپول و بی خیال که حال ندارم در موردش فکر هم کنم

ولی یه چند وقت بود می خواستم از فیلم پرسپولیس یه چیزایی بگم وقت نمی شد (حسش هم نبود)

حالا می گم :

اول اینکه فیلم پرسپولیس مربوط میشه به تاریخ معاصر ایران.

کارگردانش خانم مرجان ساتراپی.

فیلم به صورت انیمیشن سیاه و سفید است.

در مورد مرجان ساتارپی :

Die iranische Comic-Künstlerin und Autorin Marjane Saprani (Bild: AP Archiv)

مرجان ساتراپی (متولد ۱۳۴۸ در رشت) نویسنده و انیماتور داستان های مصور است. شهرت او بیشتر به خاطر رشته داستان های مصور پرسپولیس است که جلد اول آن در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسوی چاپ شد. همچنین فیلم انیمیشنی پرسپولیس به کارگردانی ساتراپی ونسان پارونو در سال ۲۰۰۷، جایزه هیأت داوران را از جشنواره فیلم کن دریافت کرد.

زندگی نامه او:

مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمد. مادر وی نوه بزرگ ناصردین شاه است.

او در سا‌‌ل‌های انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در تهران بزرگ شد و در سال ۱۹۸۳در ۱۴ سالگی توسط خانواده به ویت اتریش فرستاده شد.

وی بعد از پایان دوران دبیرستان، برای تحصیلات دانشگاهی به ایران برگشت و پس از ازدواج و سپس جدایی، به استراسبورگ فرانسه رفتساتراپی اکنون ساکن پاریس است.

 رمان پرسپولیس

رشته کتاب های پرسپولیس شامل چهار کتاب است که تاکنون در فرانسه بیش از دویست‌هزار نسخه به فروش رسیده‌است.

این رمان به سبک زندگی نامه خود نوشته بوده، شخصیت اصلی آن که راوی داستان است، دختری ایرانی ‌ است به نام مرجان. مرجان دختری است که در جریان انقلاب ایران و بحران جنگ ایران و عراق به تشویق خانواده از کشور خارج شده و به اتریش می‌رود. این کتاب‌ها روایت جنگ و آوارگی، زندگی مهاجری در اروپا، بحران‌های مذهبی و سنتی جامعه ایران و حوادث انقلاب و جنگ هستند و تاریخ دههٔ بعد از جنگ ایران را از دید وی بیان می‌کنند.

فیلم پرسپولیس

فیلم پرسپولیس نخستین فیلم سینمایی مرجان ساتراپی است که در سال ۲۰۰۷ در فرانسه و بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شده‌است.

این فیلم جایزه هیأت داوران جشنواره بین المللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.

وی هنگام دریافت جایزه عنوان داشت که آن را به مردم ایران اهدا می‌کند.

این فیلم از سوی از سوی برخی نهادهای دولتی و خصوصی رسانه‌ی ایران، به عنوان اثری «ضد ایرانی» و «ضد اسلامی»معرفی شده است.

مرجانه می گوید :
«من همیشه با یک اندیشه‌ بسیار نادرست در مورد کشورم طرف بوده ‌ام، اینکه ایران کشور نفت و ثروت با پادشاهانی قدرتمند و ملکه ‌ای زیبا بوده ؛ سرزمین هزار و یکشب بوده. و اما همین کشور هزار و یک شب بعد از سال ۱۹۷۹ (1357) در نظر آنها تبدیل شد به بدترین کشور با مردمی دیوانه که به خون غربی ها تشنه‌اند. ایران نه کشور افسانه‌ای هزار و یک شب است و نه سرزمین تروریست‌ ها و در عین حال ترکیبی است از هر دوی آنها.»
پرسپولیس با داستان زندگی مرجان ده ساله و انقلاب اسلامی آغاز میشود که با خود حجاب اجباری و جنگ را میاورد و شادی‌ و آزادی را نابود میکند و فشار و زندان را زیاد. مرجان کوچک از طرفی در بازی‌های کودکانه‌اش چ‌گوارا می‌شود و از طرفی شب‌ها بر زانوهای خدا می‌نشیند و عزم خود را جزم کرده تا پیامبر شود. . اما با اعدام شدن عمویش در زندان‌های جمهوری اسلامی مرجان با خدا قهر می‌کند و او را از خود می‌راند.

"فیلم ضد ایرانی "؟؟

 عنوانی است که توسط بعضی از سایتهای داخل کشور  به انیمیشن" پرسپولیس " ساخته مرجان ساتراپی داده می شود. بعضی از سایت های این فیلم را بی شباهت به فیلم :بدون دخترم هرگز" که پیش از این ساخته شده بود نمی دانند.نویسندگان آَن سایت ها دلیل خود را برای این عنوان ـ ضد ایرانی ـ را سیاه نمایی ساتراپی در فیلم پرسپولیس می دانند.

 همه ما به نوعی درگیر قضایای مربوط به ابتدای انقلاب بودیم ، سخت گیریهای سیاسی که منجر به اعدامهای بدون محاکمه می شد _ اعدام کسانی که خود نیز پیش از این از انقلابیون بودند _ و بعدها وقوع جنگ و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مربوط به آن و در ادامه سخت گیریهای اجتماعی از جمله حجاب اجباری ، ممنوعیت پارتی های شبانه ، منع ارتباط آزاد دختر و پسر ، ممنوعیت استفاده از موسیقی پاپ .

جریانات مربوط به هسته های گزینش _ که گاه حالتی طنز به خود می گرفتند _ و رد کردن افراد به بهانه های مختلف از جمله عدم شرکت در نماز جماعت و نماز جمعه و خواندن کتابهای خاص و گوش دادن به رادیو های به اصطلاح بیگانه و نوع پوشش و غیره . که همگی باعث می شد تا افراد به سمت و سوی ریاکاری و دورویی بروند .

سوال اینجاست که اگر توان آن را داشته باشیم و بتوانم همه آنچه را در این مدت 27 سال دیده ام بنویسم و یا کارگردانی کنم ، اینکار نوعی سیاه نمایی است و یا بیان واقعیت ؟

اگر یک بار دیگر فیلمهای بعد از دوم خرداد را ببینیم ، متوجه می شویم که همه این مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در این فیلمها به خوبی به نمایش درآمده است و البته جای هیچ شکی نیست که همین فیلم هم اگر در ایران ساخته می شد اینچنین بحث برانگیز نبود .

عنوان ضد ایرانی ! کمی غلط انداز است و برای کسانی که در جریان فیلم مذکور نیستند این شبهه بوجود می آید که داستان مغایر واقعیت است.

پرسپولیس فیلمی کاملا ایرانی و منطبق بر همه واقعیتهایی است که اتفاق افتاده و یا در حال اتفاق افتادن است .

 

- با تلاش مسئولین سفارت ایران در بانکوک فیلم پرسپولیس از جشنواره بانکوک حذف شد.

 

 

 

 

مطالب از سایت های:

  http://fa.wikipedia.org 

 http://www.persianforum.net

http://reza67.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط سدید  |