
پرسپولیس ِ ۲ قسمت دوم کتاب پرسپولیس نوشتهی مرجانه ساتراپی است. مرجانه ساتراپی در سال ۱۹۶۹ در شهر رشت به دنیا آمده و هم اکنون در پاریس زندگی میکند. وی برای بسیاری از نشریات مطرح دنیا از جمله The New Yorker و New York Times مطلب مینویسد. تا کنون چندین کتاب برای کودکان نوشته است و کتاب معروفش، پرسپولیس، در سطح جهانی تقدیر شده است و به دوازده زبان ترجمه شده است. پرسپولیس ۲ همانند پرسپولیس کتابی مصور است که در اصل به زبان فرانسوی نوشته شده و در گروه اتوبیوگرافی دسته بندی میشود.
کتاب روایتیست از قول دختری ایرانی به نام مرجانه که جنگ و تنهایی زیستن در اروپای دههی هشتاد میلادی را تجربه میکند. مرجانه دختریست با پیش زمینهی سکولار و شخصیتی بسیار رک دارد. وی در ابتدای نوجوانیش همزمان با شروع جنگ ایران و عراق به تشویق و حمایت پدر و مادرش ایران را ترک میکند و به اتریش میرود. در آنجا تنها آشنایی که دارد دوست مادرش است که با توجه به گرفتاریهای خانوادهی مهاجر خودش از سرپرستی وی سرباز میکند و وی را به پانسیونی مذهبی میسپارد.
مرجانه همزمان با شروع درسش در یک دبیرستان فرانسوی با افراد جدیدی آشنا میشود، در سن و سال خودش ولی با دغدغه های آن روز اروپا. جالب اینجاست که نوجوانان دبیرستانی رهبران سیاسی زمان و حزبهای مختلف را میشناختند و اصلا به خاطر موضعگیریهای سیاسی دوستانشان با ایشان دوست میشدند یا از هم میگسستند. وی مدت زیادی در پانسیون دوام نمیآورد و برای مدتی به خانهی دوست اتریشیاش میرود که با مادرش زندگی میکرد. این دوست که چند سالی از مرجانه بزرگتر است وی را در مقابله با تجربههای جدیدی از زندگی جوانان اروپایی قرار میدهد. مرجانه پس از مدتی از آنجا هم بیرون میآید و بقیهی اقامتش در اتریش را در پانسیونهای مختلف میگذراند.
مرجانه عملاً تنهاست و تنها حامیانش دوستانی هستند جوان با فرهنگی متفاوت. الگوی اصلیش مادربزرگش است که شخصیتی قوی و محکم دارد و مرجانه بارها با الگو گرفتن از وی مسایلش را حل میکند.
مرجانه چهار سال به دور از خانواده در اتریش زندگی میکند و کاملا شخصیتی تازه پیدا میکند ولی در عین حال میهن پرستی، که از جمله آموختههایش از مادربزرگش است، همیشه در افکار و رفتارش نمایان میماند. وی در اروپای مدرن جهان سومی محسوب میشود و بارها تحقیر میشود و تهمت میشنود و باز تنهایی آزارش میدهد. در اواخر دوران اقامتش در اروپا، پس از آنکه زندگی یک نوجوان تنها را در اروپا کاملاً لمس و تجربه میکند، گویی به پوچی میرسد و برای مدتی افسرده و سردرگم میشود تا اینکه نهایتاً تصمیم میگیرد به ایران برگردد. جنگ تمام شده و پدر و مادرش دلیلی برای نیامدنش پیدا نمیکنند و مرجانه به ایران بر میگردد. ایران پس از جنگ با تمام خرابیهایش و افسردگی مردمی جنگزده و شهری جنگزده نه تنها به وی کمکی نمیکند بلکه افسردهترش میکند. جنگ تمام شده، اما خرابیهایش مانده و مشکلات جدیدی بار آورده است. در و دیوار شهر یاد شهیدان را خاطرنشان میکند و خانوادههای بیسرپرست را و مشکلات تازه را. پدر و مادرش و مخصوصاً مادرش از اوضاع نابسامان خسته و خمودهاند و تمام این افسردگیها وی را به مرز خودکشی میرساند.
مرجانه پس از مدتی افسردگی خود را بازمییابد و تصمیم به ادامه تحصیل میگیرد. از مرز کنکور و گزینش با همان رکی و صداقت همیشگیاش عبور میکند و وارد دانشگاه میشود. در این دوره از زندگیش با تفاوت زندگی مردم در اجتماعات خصوصی و در ملا عام برخورد میکند. میفهمد که همه ظاهر را مطابق قوانین نظام حفظ میکنند، اما در خانههاشان همان طور که دوست دارند زندگی میکنند و عملاً رفتاری دوگانه دارند. میفهمد جوانان همسن و سالش با آن که آرایشها و مدهای آمریکایی را سرمشق قرار دادهاند و ظاهری آزادمَنِش دارند، اما عملا سنتی فکر میکنند و قضاوت میکنند. به مردمی برخورد میکند که از آزادی اندیشه و آزادی بیان حرف میزنند، اما به همسران خودشان اجازهی حرف زدن هم نمیدهند. همهی این تضادها برایش عجیب و کم و بیش باور نکردنی است.
در طول دوران تحصیل و پس از آن مجبور میشود به قوانین دانشگاه و کار تن در دهد. قوانینی که برایش عجیب و گاهی بیمنطق به نظر میرسد و البته در هر فرصتی با قوانین مخالفت میکند و با مجریانش به بحث میایستد. به خاطر همان قوانین تصمیم به ازدواج میگیرد و نهایتاً برای فرار از همان قوانین باز تصمیم به ترک کشور میگیرد. اما این بار به سرزمینی ناشناخته نمیرود. این بار سالها تجربه و اطمینان را با خود همراه میبرد و هرچند تنها میرود، اما این بار محکم و مستقل میرود تا آزادیش را جای دیگری پیدا کند.
به نظر من نگارش کتاب بسیار روان و ساده و دوست داشتنی است. ساتراپی بسیاری از گفتنیها را در تصاویر کتابش بیان میکند و با حالتهای متفاوت چشم و ابرو و دهان به طرزی جذاب و گویا احساسات شخصیتهای داستان را به تصویر میکشد.
کتاب ساتراپی تاریخ دههی بعد از جنگ ایران را از دید یک دختر جوان بیان میکند. کتاب تصویریست و ظاهری جذاب دارد و خواننده را به راحتی جذب میکند. از آنجایی که کتابش به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است، منبع خوبی است برای بیان زندگی قشری از مردم ایران در قسمتی از تاریخ معاصر.
لیلا بحرینیان
دانشآموختهی مهندسی مکانیک، دانشگاه تورنتو
لیورپول و بی خیال که حال ندارم در موردش فکر هم کنم ![]()
ولی یه چند وقت بود می خواستم از فیلم پرسپولیس یه چیزایی بگم وقت نمی شد (حسش هم نبود)
حالا می گم :
اول اینکه فیلم پرسپولیس مربوط میشه به تاریخ معاصر ایران.
کارگردانش خانم مرجان ساتراپی.
فیلم به صورت انیمیشن سیاه و سفید است.
در مورد مرجان ساتارپی :
مرجان ساتراپی (متولد ۱۳۴۸ در رشت) نویسنده و انیماتور داستان های مصور است. شهرت او بیشتر به خاطر رشته داستان های مصور پرسپولیس است که جلد اول آن در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسوی چاپ شد. همچنین فیلم انیمیشنی پرسپولیس به کارگردانی ساتراپی ونسان پارونو در سال ۲۰۰۷، جایزه هیأت داوران را از جشنواره فیلم کن دریافت کرد.
زندگی نامه او:
مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمد. مادر وی نوه بزرگ ناصردین شاه است.
او در سالهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در تهران بزرگ شد و در سال ۱۹۸۳در ۱۴ سالگی توسط خانواده به ویت اتریش فرستاده شد.
وی بعد از پایان دوران دبیرستان، برای تحصیلات دانشگاهی به ایران برگشت و پس از ازدواج و سپس جدایی، به استراسبورگ فرانسه رفتساتراپی اکنون ساکن پاریس است.
رشته کتاب های پرسپولیس شامل چهار کتاب است که تاکنون در فرانسه بیش از دویستهزار نسخه به فروش رسیدهاست.
این رمان به سبک زندگی نامه خود نوشته بوده، شخصیت اصلی آن که راوی داستان است، دختری ایرانی است به نام مرجان. مرجان دختری است که در جریان انقلاب ایران و بحران جنگ ایران و عراق به تشویق خانواده از کشور خارج شده و به اتریش میرود. این کتابها روایت جنگ و آوارگی، زندگی مهاجری در اروپا، بحرانهای مذهبی و سنتی جامعه ایران و حوادث انقلاب و جنگ هستند و تاریخ دههٔ بعد از جنگ ایران را از دید وی بیان میکنند.
فیلم پرسپولیس
فیلم پرسپولیس نخستین فیلم سینمایی مرجان ساتراپی است که در سال ۲۰۰۷ در فرانسه و بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شدهاست.
این فیلم جایزه هیأت داوران جشنواره بین المللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.
وی هنگام دریافت جایزه عنوان داشت که آن را به مردم ایران اهدا میکند.
این فیلم از سوی از سوی برخی نهادهای دولتی و خصوصی رسانهی ایران، به عنوان اثری «ضد ایرانی» و «ضد اسلامی»معرفی شده است.
مرجانه می گوید :
«من همیشه با یک اندیشه بسیار نادرست در مورد کشورم طرف بوده ام، اینکه ایران کشور نفت و ثروت با پادشاهانی قدرتمند و ملکه ای زیبا بوده ؛ سرزمین هزار و یکشب بوده. و اما همین کشور هزار و یک شب بعد از سال ۱۹۷۹ (1357) در نظر آنها تبدیل شد به بدترین کشور با مردمی دیوانه که به خون غربی ها تشنهاند. ایران نه کشور افسانهای هزار و یک شب است و نه سرزمین تروریست ها و در عین حال ترکیبی است از هر دوی آنها.»
پرسپولیس با داستان زندگی مرجان ده ساله و انقلاب اسلامی آغاز میشود که با خود حجاب اجباری و جنگ را میاورد و شادی و آزادی را نابود میکند و فشار و زندان را زیاد. مرجان کوچک از طرفی در بازیهای کودکانهاش چگوارا میشود و از طرفی شبها بر زانوهای خدا مینشیند و عزم خود را جزم کرده تا پیامبر شود. . اما با اعدام شدن عمویش در زندانهای جمهوری اسلامی مرجان با خدا قهر میکند و او را از خود میراند.
"فیلم ضد ایرانی "؟؟
عنوانی است که توسط بعضی از سایتهای داخل کشور به انیمیشن" پرسپولیس " ساخته مرجان ساتراپی داده می شود. بعضی از سایت های این فیلم را بی شباهت به فیلم :بدون دخترم هرگز" که پیش از این ساخته شده بود نمی دانند.نویسندگان آَن سایت ها دلیل خود را برای این عنوان ـ ضد ایرانی ـ را سیاه نمایی ساتراپی در فیلم پرسپولیس می دانند.
همه ما به نوعی درگیر قضایای مربوط به ابتدای انقلاب بودیم ، سخت گیریهای سیاسی که منجر به اعدامهای بدون محاکمه می شد _ اعدام کسانی که خود نیز پیش از این از انقلابیون بودند _ و بعدها وقوع جنگ و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مربوط به آن و در ادامه سخت گیریهای اجتماعی از جمله حجاب اجباری ، ممنوعیت پارتی های شبانه ، منع ارتباط آزاد دختر و پسر ، ممنوعیت استفاده از موسیقی پاپ .
جریانات مربوط به هسته های گزینش _ که گاه حالتی طنز به خود می گرفتند _ و رد کردن افراد به بهانه های مختلف از جمله عدم شرکت در نماز جماعت و نماز جمعه و خواندن کتابهای خاص و گوش دادن به رادیو های به اصطلاح بیگانه و نوع پوشش و غیره . که همگی باعث می شد تا افراد به سمت و سوی ریاکاری و دورویی بروند .
سوال اینجاست که اگر توان آن را داشته باشیم و بتوانم همه آنچه را در این مدت 27 سال دیده ام بنویسم و یا کارگردانی کنم ، اینکار نوعی سیاه نمایی است و یا بیان واقعیت ؟
اگر یک بار دیگر فیلمهای بعد از دوم خرداد را ببینیم ، متوجه می شویم که همه این مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در این فیلمها به خوبی به نمایش درآمده است و البته جای هیچ شکی نیست که همین فیلم هم اگر در ایران ساخته می شد اینچنین بحث برانگیز نبود .
عنوان ضد ایرانی ! کمی غلط انداز است و برای کسانی که در جریان فیلم مذکور نیستند این شبهه بوجود می آید که داستان مغایر واقعیت است.
پرسپولیس فیلمی کاملا ایرانی و منطبق بر همه واقعیتهایی است که اتفاق افتاده و یا در حال اتفاق افتادن است .


مطالب از سایت های:
http://reza67.blogfa.com
بازی توی زمین پورتو برگزار میشه.
تاریخ بازی : ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۷ (سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۶)
ساعت بازی به وقت تهرون: ۲۲:۱۵
شرمنده ام اگه سر میزنین و میبینین خبری نیست از آپ نمیرسم خداییش آپ کنم.
یه سری خبر تند تند می نویسم :
پورتث موث ۰---- لیورپول ۰
بازی تو زمین پورتث موث بود.یه پنالتی هم رینا گرفته توی بازی. و ستاره لیورپول از نگاه تماشاچیان شده.
بعد اینکه:
تورس گفته جرارد از رائول بهتره(خوب این که معلوم بودش از اولم حرف جدید بزن بابا).
بنیتس دوباره گفته که ستاره انگلیسی تیمش ٬کراوچ به سیستم چرخشی او احترام خواهد گذاشت و اضافه کرده که ما ۶۰ بازی این فصل داریم در این بازی ها به او بدون شک نیاز اساسی داریم.
"اگر" هم گفته که بازی تو فینال جام باشگاه ها همیشه هیجان داره و ازاین حرفا...
واسه بازی با پورتو هم "آورلیو "تو ترکیب اصلی هستش ولی "ریسه" مثل اینکه مصدوم شده و نمی تونه بازی کنه.
"سیسوکو" و "کیول" هم احتمال این بازی با پورتو رو از دست خواهند داد.
ولی "ماسکرانو" و "کوئیت" در ترکیب اصلی هستند.
پاکو آیستاران ٬ کمک مربی تیم لیورپول از این تیم جدا می شود.
او که در تیم های تیف و والنسیا با رافا کار می کرده هم اکنون قصد جدایی از او و قرمز ها را دارد.
رافا در مورد او می گوید:
"پاکو می خواهد از ما جدا شود ولی دلیلش را نمی گوید٬ او برای ما بسیار قابل احترام است و برایش هر کجا که باشد آرزوی خوشبختی داریم."
جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگان است.
![]()
اسرائیل در شرایطی به مصاف انگلستان می رود که بنایون را در مقابل جرارد( احتمالا) و کراوچ قرار می دهد.
بعد از نتایج ضعیف انگلستان در رقابت های مقدماتی جام ملت های اروپا ٬ در حالی فشار بر روی مک لارن و تیمش زیاد شده است که او از چندین و چند بازیکن کلیدی خود را به دلیل مصدومیت در اختیار ندارد.و همچنین نا آمادگی مدافعان میانی مخصوصا فردیناند و خداحافظی کاراگر از تیم ملی و نبود مهره مناسب برای این پست٬ مصدومیت لمپارد ٬ رونی ٬ و... موجب شده است که مک لارن با توجه به مصدومیت جرارد از او برای ۲ بازی انگلیس در مقابل اسرائیل و روسیه استفاده کند. کمک بخواهد.
"با پزشکان لیورپول صحبت خواهم کرد ٬ ما به جرارد نیاز داریم و اینجاست که بازیکن باید تمام تعصبش را برای تیمش خرج کند."
"امیدوارم جرارد بتواند همراهمان باشد."
"کراوچ بازیکن بزرگی است و من از او کاملا راضی هستم ۲ هر تیمی آرزوی داشتن بازیکنی مانند او را دارد و ما او را از دست نخواهیم داد."
این در حالی بود که مسئولان استون ویلا سخت در پی جذب کراوچ بودند.

" ما خوب کار کردیم و بچه ها عالی ظاهر شدند٬ و من از اینکه مهاجمانمان گلزنی کردند خوشحالم."
"ورونین ٬ تورس و بابل عالی کار کردند."
"کوئیت هم بسیار زحمت کشید ولی بدشانس بود که گلی نزد."
ورزشگاه آنفیلد
داور : ای ویلی
بهترین بازیکن زمین از نگاه سایت باشگاه : "فرناندو تورس"
ترکیب لیورپول :
رینا ٬ آربلوا ٬ اگر ٬ هیپیا (کاپیتان) ٬ فینان ٬ بابل ٬ آلونسو ٬ ماسکرانو ٬ پنانت ٬ کوئیت ٬ تورس.
ذخیره ها ی لیورپول : بنایون ٬ ایتاج ٬ ریسه ٬ سیسوکو ٬ ورونین.
ترکیب دربی کانتی :
بای واتر ٫ فگان ٬ دیویس ٬ تود ٬ گریفین ٬ پیرسن ٬ کامرا ٬ اکلی (کاپیتان) ٬ مال کلم ٬ هوارد ٬ میرز.
ذخیره های دربی کانتی: ارنشوا ٬ مک ایولی ٬ مور ٬ پرایس ٬ تیل.
وقایع بازی :
دقیقه ۲۶ : گل برای لیورپول توسط "آلونسو" از روی ضریه ایستگاهی.
دقیقه ۴۵ :گل برای لیورپول توسط "بابل".
دقیقه ۵۵ :گل برای لیورپول توسط "تورس".
دقیقه ۵۸ : تعویض در دربی کانتی -- "تیل" به جای "مال کلم" به بازی آمد.
دقیقه ۶۰ : تعویض در لیورپول -- "بنایون" به جای "پنانت" به بازی آمد.
دقیقه ۶۳ : تعویض در دربی کانتی -- "مک ایولی" به جای "کامرا" به بازی آمد.
دقیقه ۶۵: خطا ٬ کارت زرد برای گریفین از دربی کانتی.
دقیقه ۶۹ : گل برای لیورپول توسط "آلونسو".
دقیقه ۷۳ : تعویض در لیورپول -- "ورونین" به جای "بابل" به بازی آمد.
دقیقه ۷۶ : گل برای لیورپول توسط "ورونین".
دقیقه ۷۶ : تعویض در لیورپول -- "سیسوکو" به جای "ماسکرانو" به بازی آمد.
دقیقه ۷۶ : گل برای لیورپول توسط "تورس".
دقیقه ۸۰ تعویض در دربی کانتی -- "مور" به جای "گریفین" به بازی آمد.
گر چه جرارد بهبود کامل خود را که بابت شکستگی انگشتش بود به دست آورده ولی کاراگر همچنان بابت شکستگی دنده اش شرایط بازی کردن را بدست نیاورده است.
رافا امیدوار است که جیمی هر چه زودتر مشکلش بر طرف شود.
"پری" یکی از مالکان باشگاه لیورپول٬ در مورد گروه لیورپول و هم گروهی با پورتو از پرتغال ٬ مارسی از فرانسه و بشینکتاش از ترکیه می گوید:
"من فکر میکنم که گروه ها خوب تقسیم شده اند٬ فکر نمی کنم گروهی باشد که به آن گروه نگاه کنی و حسرت این را که چرا در آن گروه نیستی را بخوری."
"ترکیه به ما دور است و این راه طولانی مبازیکنان را خسته می کند٬ ولی ما خاطرهی خوبی از این راه طولانی و شهر استانبول داریم."
"در بازی با مارسی نیز با ۲ تا از پسر های قدیمی قرمز ها روبرو می شویم ٬ "زندن"و "سیسه"٬ البته ما پورتو را نیز می شناسیم چند بازی به کشورشان سفر کرده ایم."
گروه ۱: لیورپول ٬ پورتو ٬ مارسی ٬ بشینکتاش.
گروه ۲ : چلسی ٬ والنسیا ٬ شالکه ٬ روزنبورگ.
گروه ۳ : رئال مادرید ٬ وردربرمن ٬ لاتزیو ٬ المپیاکوس.
گروه ۴ : میلان ٬ بنفیکا ٬ سلتیک ٬ شاختار دونسک.
گروه ۵ : بارسلونا ٬ لیون ٬ اشتوتگارت ٬ گلاسگو رنجرز.
گروه ۶ : منچستر یونایتد ٬ رم ٬ اسپورتینگ لیسبون ٬ دینامو کیف.
گروه ۷ : اینتر ٬ آیندهوون ٬ زسکا مسکو ٬ فنرباغچه.
گروه ۸ : آرسنال ٬ استوا بخارست ٬ اسلاویا پراگ ٬ برنده سویا و آ ای کی.

مک لارن ترکیب جدید خود را برای ۲ بازی در چهارچوب مسابقات مقدماتی جام ملت های اروپا اعلام کرد.
از لیورپول : جرارد ٬ کراوچ ٬ و اسکات کارسون(دروازبان لیورپول که این فصل را به صورت قرضی در استون ویلا سپری خواهد کرد.) به تبم ملی دعوت شده اند.
ولی باز هم نامی از جرمن پنانت به چشم نمی خورد!! با اینکه جرمن خیلی پیشرفت کرده و واقعا از مردان تاثیر گزار لیورپول به حساب می آید.
انگلیس با اسرائیل در روز شنبه ۸ سپتامبر۲۰۰۷ (۱۷ شهریور ۱۳۸۶) در ورزشگاه ومبلی شهر لندن بازی خواهد داشت.
چهارشنبه ۱۲ سپتامبر۲۰۰۷ (۲۱ شهریور ۱۳۸۶) نیز با روسیه بازی خواهد داشت.
تاریخ بازی: اول سپتامر ۲۰۰۷ (۱۰ شهریور ۱۳۸۶)
ساعت : ۱۷:۳۰ به وقت تهران
آمار بازی های دو تیم در مقابل یکدیگر در لیگ:
بازی های انجام شده در آنفیلد:
لیورپول ۴۱ برد ٬ دربی ۶ برد و ۱۵ تساوی.
در مجموع:
لیورپول ۶۴ برد ٬ دربی ۳۲ برد ٬ ۲۸ تساوی.
در آخرین دیدار دو تیم که در آپریل ۲۰۰۲ برگزار شد لیورپول با ۲ گل از سد دربی گذشت.
در این بازی "جرارد " صدمین حضورش در لیگ را تجربه می کند.
آخرین هت ریک برای لیورپول : توسط "امیل هسکی" در پیروزی ۴ بر صفر لیورپول در پراید پارک در اکتبر ۲۰۰۰ .
آخرین تساوی بدون گل دو تیم به اکتبر ۱۹۴۸ بر می گردد.
بهترین برد خانگی لیورپول :
در نوامبر ۱۹۳۲ در گردن هادسون با نتیجه ۶ بر ۱.
بهترین برد لیورپول در تمام بازی ها:
در مارچ ۱۹۹۱ در بیس بال گراند با نتیجه ۷ بر ۱.
لیوروپول در ۳۶ بازی قبلی خود در آنفیلد تنها یک شکست داشته است.
آخرین هت ریک دربی : توسط استیو بلومر در اکتبر ۱۹۱۲ بوده است.
اینها خانواده ی همون پسر کوچولو که از دنیا بردنش!!
پسر کوچولو طرفدار تیم همشهری و رقیب لیورپول ٬اورتون٬ بود.
اون نوار مشکی هم که به لباس لیورپول دوخته شده بود برای فوت همین پسر کوچولو بوده.
واسه خاطر نازش با رنگ مورد علاقش نوشتم![]()
اومده بودن بازی لیورپول رو ببینن.
ورزشگاه آنفیلد
تعداد تماشاگران: ۴۳۱۱۸ نفر.
داور : استارک
بهترین بازیکن زمین از نگاه سایت باشگاه: "یوسی بنایون"
ترکیب لیورپول:
رینا ٬ ریسه ٬ اگر ٬ هیپیا (کاپیتان) ٬ آربلوا ٬ لتو ٬ ماسکرانو ٬ سیسوکو ٬ بنایون ٬ کراوچ ٬ کوئیت.
ذخیره های لیورپول: ایتاج ٬ آلونسو ٬ بابل ٬ لوکاس لیوا ٬پنانت ٬ تورس.
ترکیب تلوز:
دوچز ٬ کیتو ٬ سزار ٬ ایونگا ٬ ماتیو ٬ دیوز (کاپیتان) ٬ فوفانا ٬ سیریکس ٬ امانا ٬ المندر ٬ جیگناک.
ذخیره های تلوز: باتلیس ٬ برگوگ نوکس ٬ جانسون ٬ مانسار ٬ ریو ٬ سیسوکو.
وقایع مهم بازی:
دقیقه ۱۹ : گل برای لیورپول توسط "کراوچ" از روی سانتر کوئیت.
دقیقه ۴۹ : گل برای لیورپول توسط "هیپیا" از روی کرنر ارسالی بنایون.
دقیقه ۵۴ :تعویض در تلوز --- "برگوگ نوکس" به جای "جیگناک" به بازی آمد.
دقیقه ۶۸ : تعویض در لیورپول -- "لیوا" به جای "سیسوکو" به بازی آمد.
دقیقه ۷۵ : تعویض در لیورپول : -- "بابل" به جای "لتو" به بازی آمد.
دقیقه ۷۷: تعویض در تلوز --- "فابینهو" به جای "امانا" به بازی آمد.
دقیقه ۸۲ : تعویض در تلوز --- "سیسوکو" به جای "ماتیو" به بازی آمد.
دقیقه ۸۲ :تعویض در لیورپول : -- "فینان" به جای "اگر" به بازی آمد.
دقیقه ۸۷ :گل برای لیورپول توسط "کوئیت".
دقیقه ۹۰ :گل برای لیورپول توسط "کوئیت".
بابا کدوم عید جمعش کنید این حرفا رو ٬ خودمون رو الاف کردیم به حرفای پوچ.
عید این نیست که نیمه شعبان باشه و تولد یه نفری که هیچ سند محکمی واسه بودنش نیست...
قیافه نگیر بیبینم...
عید اینه که کاری می کنن که به تب راضی شیم ٬ گفتن که به خاطر عید(دقت کنید چه منتی گذاشتند)۱۰۰ لیتر بنزین به سواری های شخصی اضافه میشه؟!
مردم گوسفند ما هم که هیچ صدایی رو از خودشون در نمی یارن (باز گوسفند می خوان سرش رو ببرمن یه بع بع می کنه).
داشتم این آهنگه داریوش رو گوش می دادم:
یاران ٬ یاران ٬ منشینید خموش ٬ ایران در سایه ی دار است ٬ منشینید خموش ٬ زیر ساطور طبحکاران است٬ مشینید خموش یاران ٬ منشینید خموش ٬ در کشور ما سرب سوزان است پاسخ٬ گر بپرسی از عدالت ٬ هر راه دیگر بود مسدود جز راه رظالت ٬ منشینید خموش یاران ٬ ایران در سایه دار است ٬ منشینید خموش...
ولی هیچیی یه هیچی یه هیچی٬ کسی صداش در نمی یاد.
همه خفه شدن.
هر چی سرمون بیاد حقمونه.
چرا نمی گین که فیلم"۳۰۰" منطبق بر تاریخ است ٬ حتی یک نقطه هم تفاوت نداره با تاریخ؟؟
می خواین که مردم رو سرگرم خر بودنشون نگه دارین و ...؟؟؟
آره؟
معلومه که آره.
چرا باید با دیدن فیلم"سینما پارادیسو "به خودمون بخندیم؟؟
چرا باید حکومتی که همه ی دنیا قبولش دارن رو ما قبول نداشته باشیم؟؟ حکومت و مردمی که تو قرآن خودمون از برتر بودنشون سخن گفته شده ...بله توی قرآن خودمون از قوم بنی اسرائیل یه عنوان قوم برتر یاد شده.
عزیز وطن٬ غریب وطن٬ بی کس وطن٬ بی نوا وطن...
ا ه ه ه ه ه ه ه ه
ول کن بابا سدید .
گل کراوچ در دقیقه ۱۹ بازی کار رو برای تلوزسخت تر کرد.
حالا اگه تلوز می خواد صعود کنه باید ۳ تا گل بزنه
.
بچه ها همین طوری ادامه بدین .... هیچگاه تنها نخواهی رفت....
***
We Win It For 6 Times
*********
You Never Walk Alone
***
ذخیره ها:
ایتاج ٬ فینان ٬ تورس ٬ آلونسو ٬پنانت ٬ بابل ٬ لوکاس.
........................کراوچ.................کوئیت..........................
بابل.................ماسکرانو...................آلونسو................بنایون
فینان...................هیپیا.........................اگر..................ریسه
.........................................رینا.....................................
ذخیره ها:
ایتاج ٬ تورس ٬ آربلوا ٬ سیسوکو ٬ پنانت ٬ ورونین ٬ کیول
رافا می گوید که :
"مک لارن مجبور است که بازیکن شماره ۱۶ لیورپول را به تیم ملی دعوت کند٬ او خوب بازی می کند بهتر از همیشه و پیشرفت بیشتری نیز خواهد کرد من مطمئنم."
"من همیشه دوست داشتم که با حداکثر بازیکن تمرینات و مسابقاتم را انجام بدهم اما این را نیز می دانم که بازی در تیم ملی به چه اندازه برای بازیکنان مهم است."
"ما تنها ۳ مسابقه از آغاز فصل انجام داده ایم و مسابقات زیادی در جام های مختلف پیش رو داریم و کسی نبتید نگران جایگاهش در تیم بشود ٬ همه باید آماده باشند چون به همه آنها نیاز داریم."
سخنگوی باشگاه از رفع مشکل شکستگی بینی هیپیا در بازی با ساندرلند خبر داد و از آمادگی او برای به میدان رفتن در مقابل تلوز از فرانسه در لیگ قهرمانان سخن گفت.
او در مورد وضعیت دنده های کاراگر هم که آسیب دیده بودند گفت که فعلا برای او پیشنهاد استراحت داریم.
"گابریل پالتا"ی ۲۱ ساله اهل آرژانتین به کشورش باز گشت٬ او از تابستان ۲۰۰۶ در لیورپول بود و ۷ بار برای قرمز ها به میدان رفت.
او همراه آرژانتین فاتح مسابقات زیر ۲۱ ساله ها شد ٬ در آن بازی ها لیونل مسی نیز هم بازی او بود.
بهترین ها را داشته باش گابریل.
"فابیو" بعد از مصدومیت ۵ ماهه اش برابر آیندهوون دوباره شرایط بازی را پیدا کرده است.
او یک سال است که از والنسیا به لیورپول پیوسته است و ۲۵ بازی برای قرمز ها انجام داده است.
بازی برگشت لیورپول در مقابل تلوز فرانسه ۲۸ اگوست ۲۰۰۷ ( ۶ شهریور ۱۳۸۶ ) در ورزشگاه آنفیلد برگذار می شود.
بازی به وقت تهران حدود ساعت ۱۰ــ ۱۱ شب باید باشد.
بازی رفت را هم لیورپول ۱ بر ۰ برده بود.
سیسوکو با گل خودش در بازی با ساندرلند به قول بنیتس اسمش رو توی کتابای رکورد باشگاه وارد کرد.
این هافبک مالی در مورد گلش می گوید:
"من خیلی خوشحالم ٬ ۳ سال است در آنفیلد هستم ولی واقعا تشنه گل زنی بودم حالا گل زدم ٬ ولی مهم این است که تیم بازی را برد."
"ساندرلند تیم خوبی بود ولی ما بهتر بودیم ٬ ما همچنان سخت کار می کنیم چون تازه اول راه هستیم."
"نیازی نمی بینم در مورد مکانمان در جدول هنگام اتمام لیگ صحبتی کنم ٬ ما فقط نیاز داریم به بردن بازی هایمان."
رافا که از نتیجه بازی خوشحال بود می گوید:
"تیم خوب کار کرد و نشان دادند که ما ترکیب بهتری را این فصل در اختیار داریم."
"من فکر می کنم که تورس ٬ ورونین ٬ پنانت و بابل مشکلات زیادی را برای دفاع ساندرلند به وجود آوردند ٬ ما موقعیت های زیادی را خلق کردیم که می توانستند به گل بانجامند."
"من از موقعیت های از دست رفته ناراحتم ولی خوب آندره و مومو گل های خوبی را به ثمر رساندند."
"در مورد مصدومیت هیپیا و کاراگر صبر کنید. باید پزشکان تیم نظر خود را بگویند."
"آنها شانس زیادی را برای قهرمانی در این فصل دارند ٬ و این مسئله را امروز نشان دادند."
"من شکایت زیادی ندارم ٬ ما خوب کار کردیم اما روزمان نبود."
"حالا باید شکست را قبول کرد و به فکر آینده بود."
۲۵آگوست ۲۰۰۷ ( ۳ شهریور ۱۳۸۶)
ورزشگاه اختصاصی ساندرلند ٬
شرایط هوا : گرم ٬
تعداد تماشاچیان : ۴۵۶۴۵ نفر ٬
دارو بازی : هالسی ٬
بهترین بازیکن لیورپول از نگاه سایت باشگاه : "مومو سیسوکو" .
ترکیب لیورپول :
رینا ٬ آربلوا ٬ هیپیا ٬ کاراگر ( کاپیتان ) ٬ فینان ٬ بابل ٬ آلونسو ٬ سیسوکو ٬ پنانت ٬ ورونین ٬ تورس.
ذخیره های لیورپول : ایتاج ٬ اگر ٬ ریسه ٬ ماسکرانو ٬ کوئیت.
ترکیب ساندرلند :
گوردن ٬ والاس ٬ نوس ورثی ٬ مکشین ٬ هالفورد ٬ ریچاردسن ٬ یورک ( کاپیتان ) ٬ اتوا ٬ میلر ٬ مورفی ٬ چوپرا.
ذخیره های ساندرلند : لیدبیتر ٬ وارد ٬ آندرسن ٬ استوکس ٬ کونولی.
وقایع مهم بازی :
دقیقه ۱۶ : تعویض در لیورپول -- "اگر" به جای "هیپیا"مصدوم به بازی آمد.
دقیقه ۱۹ : تعویض در ساندرلند -- "استوکس: به جای "ریچاردسن" به باز آمد.
دقیقه ۲۷ : خطا ٬ کارت زرد برای "اتوا" از ساندرلند بابت خطا بر روی آربلوا.
دقیقه ۳۷ :گل برای لیورپول توسط "سیسوکو".
دقیقه ۶۱ :تعویض در ساندرلند -- "لیدبیتر" به جای "یورک" به بازی آمد.
دقیقه ۶۷ : خطا ٬ کارت زرد برای "آربلوا" از لیورپول.
دقیقه ۷۳ : تعویض در لیورپول -- "ریسه" به جای "کاراگر" مصدوم به بازی آمد.
دقیقه ۷۷ :تعویض در ساندرلند -- "کونولی" به جای "مورفی" به بازی آمد.
دقیقه ۸۷ :گل برای لیورپول توسط "ورونین".
دقیقه ۸۹ : تعویض در لیورپول -- "کوئیت" به جای "بابل" به بازی آمد.
...............................ورونین......................تورس.........................
پنانت..........................جرارد.....................آلونسو.....................بنایون
فینان...........................کاراگر.......................اگر.....................آربلوا
...............................................رینا...........................................
ذخیره ها:
ایتاج ٬ هیپیا ٬ بابل ٬سیسوکو٬ کوئیت.
نتایج بازی های دو تیم از ابتدا تاکنون (در لیگ)
در زمین ساندرلند:
لیورپول ۲۶ برد ٬ ساندرلند ۳۱ برد و ۱۳ تساوی.
در مجموع:
۶۰ برد برای لیورپول ٬ ۴۹ برد برای ساندرلند و ۳۱ تساوی.
در ۱۲ فصل گذشته:
۶ برد برای لیورپول ٬ ۱ برد برای ساندرلند و ۵ تساوی.
"لوکاس لیوا" هافبک ۲۰ ساله لیورپول (متولد۱۹۸۷) در بازی دوستانه برزیل و الجزایر اولین بازی ملی اش را برای کشورش انجام داد٬ این بازی با نتیجه ۲ بر ۰ به نفع برزیل پایان یافت.
او می گوید:
"من عاشق بازی جرارد هستم و دوست دارم روزی پیراهن شماره ۸ او را بر تن کنم."
هافبک سال های قبل منچستریونایتد انگلیس و مربی فعلی ساندرلند می گوید :
"آنها یک تیم عالی هستند با بازیکنان جوان و مربی فهیم٬ من از تماشای بازی های لیورپول لذت می برم.آنها توانایی قهرمانی لیگ برتر را دارند."
رافا تحت تاثیر بازی های زیبای بازیکن اسپانیایی اتلتیکو بیلباو "میکل سان خوزه" شده است او به اسپانیا برای برد در رقابت های زیر ۱۹ سال اروپا کمک بزرگی کرد٬ اسپانیا ۱ بر صفر یونان را در ماه گذشته شکست داد.
رافا در موردش می گوید:
"او توانایی بازی در میانه میدان را بخوبی دارد٬ او گزینه ی خوبی برای اینده ما خواهد بود."
جرارد در مورد وضعیت تیم در این فصل حرف های جالبی دارد:
"ما بهترین تیم را از سال ۱۹۹۸ تا کنون در اختیار داریم٬ برای هر پستمان چند بازیکن آماده داریم که همه تمام تلاش خود را برای بازی کردن به کار می گیرند رقابت واقعا سخت است٬ اگر خوب بازی نکنی... خوب وضعیت مشخص است."
"فریادمان را با صدای بلند وقتی که دستمان را به تمام جام های این فصل خواهیم زد می شنوید."
"ولی این راحت نیست باید خیلی خیلی سخت کار کرد تا هواداران مان خوشحال باشند از اینکه طرف دارمان هستند."
هفته چهارم و بازی سوم لیورپول در تاریخ ۲۵ آگوست ۲۰۰۷ ( شنبه ۳ شهریور۱۳۸۶) در راه است.
ساعت بازی: ۱۵:۱۵ به وقت تهران.
باید کار رو یه سرکرد٬ بازی تو زمین سندرلند است . ولی هیچی نمیتونه جلومونو بگیره حتی داور!!!
آخرین بازی بین لیورپول و ساندرلند برمیگرده به ۳۰ نوامبر ۲۰۰۵ (۱۰ آذر ۱۳۸۴) که با دو گل به نفع لیورپول به پایان رسید٬ گل های بازی رو هم "جرارد" و "گارسیا" زدند.
راستی قول داده بودم آمار بازی رو هم بنویسم ولی نشد ...
.... شرمنده![]()
امتحانای داشگاه تموم شد.![]()
واسه همین چند روز نبودم.
البته از الانا تا آخر مهر شاید کمتر آپ کنم گرچه امیدوارم ان طوری نباشه ولی کاریش نمیشه کرد![]()
فعلا که هستم...![]()